به درد هم نمی خوریم؛ من و ایده هایم.
"مشکل من"؟ دقیقا همون بخش دومشه.
... ور بگویم باز پوشان  بازپوشاند ز من ...
این ایده های آخر شبی و من ی که خوابش می آد.
باید  ببینم  داشتن  مشکل  در  قلمروی  اندیشه  بدتر است  یا  عمل.

پ.ن:  آن چه  مسلم  است  اکنون  نداشتن  مشکل  از  هر  2  بدتر است.

نخبه های  نخاله  و  نخاله های  نخبه


این یک برهان است.

پ.ن: برای  خودش می دونه.
و من ی که اصولا اکنون نباید اینجا باشد دارد می نویسد. که چیزی برای نوشتن ندارد. نوشتنی ها را نوشت. اگر خوانده ای دیگر خودت باید بنویسی. اگر نمی توانی به سلامت...

پ.ن: پشت سرتون در رو هم ببندید.
اوقات خوش آن بود که ...
با کسانی که این عدم قطعیت و نا امیدی اندیشمندان، و گزاره های تا اطلاع ثانوی درست، را به سخره می گیرند؛ موافق نسیتم. این نا امیدی نشانه ی نزدیک شدن به مرزهای عقل است. این مرزها در حال آشکار شدن هستند.
یکتا پرستان باید از این موضوع خرسند باشند، اگر بیندیشند.
سرگرم تئوریزه کردن انتخاب* خود هستیم لطفا شماره گیری نفرمایید.

*=حماقت
من و اندیشه های پوچ گرایانه ی این اساتید ریاضی.
و بکوشی که چیزی را که می دانی درست است به خودت ثابت کنی.
و اینکه خوش بختانه سر انجام بتوانی.
در دایره ی قسمت اوضاع چنین باشد.
هدف
بهانه ای برای وسیله.
استغنا از نظر خلق.
این که می جوشد نامش هنر است لابد!
"تازه پیدایم کرده است" و من که تا آن زمان نمی دانستم گم بودم.
قدیم تر ها نا خرسند می شدی از سقوط . دیگر برایت امر مشتبه شده (؟!) که جهت محور رو به پایین است.
"کنجی و تماشای خلق از آن" ام آرزوست.
برای این عینکم هست که با ما آشنایی می کند. این را خودش گفت.

پ.ن: خاک بر سر کسی که تنها امتیازش تفاوتش باشد.
پ.ن: به جای "عینک" می شد گفت "انحراف چشم"(از معیار).
پ.ن: و این که واگیر دارد این انحراف چشم ما.
زورت که زیاد باشد تند می روی و همه می دانند سقوط بیشتر رخ می دهد.
این را اینجا می نوسیم که یادم نرود:
وقتی می دونی الان چه باید انجام بدی لطفا نه نقدش کن، نه آسیب شناسی اش کن،... . اصلا می دونی مثل بقیه فقط انجامش بده.

پ.ن: من همیشه این طور با خودم با ادب نیستم. ولی سعی می کنم درکش(ام) کنم.
پ.ن: شما هم لطفا اظهار نظر نکن. این 1 مساله بین من و خودمه.
و نوشته هایی که به تاریخ نمی پیوندند.
بدترین را نمی دانم ولی بد است بیش از نیمی از راه را آمده باشی و شک* کنی.


*: تو به این می گی "شک"؟!
ب.ر: دیگر این کد نویسی هم جواب نمی دهد.
پ.ن: بی ربط.